محاسبه دیماند (Maximum Demand) یعنی تعیین بیشترین توان یا جریان واقعی که یک تأسیسات برق در بدترین لحظه مصرف میکند. این مقدار معمولاً کمتر از مجموع توان نامی تجهیزات است، چون همه بارها همزمان و با ۱۰۰٪ ظرفیت کار نمیکنند.
بر اساس منابع معتبر، دیماند با استفاده از Demand Factor و Simultaneity/Diversity Factor محاسبه میشود. این عوامل در استانداردهای مختلف مثل IEC 60364 و روشهای مهندسی بینالمللی تعریف شدهاند.
🔵 ۱. تعریفهای کلیدی (طبق منابع معتبر)
Connected Load (بار متصل): مجموع توان نامی تمام تجهیزات. نقطه شروع محاسبه.
Demand Factor (ضریب دیماند): نسبت بیشترین مصرف واقعی یک بار به توان نامی آن. مثال: ضریب 0.8 یعنی بار در اوج مصرف، ۸۰٪ توان نامی را میکشد.
Demand Load (بار دیماند):
Demand Load=Connected Load×Demand Factor
این مقدار پایه طراحی تابلو، کابل، ترانس و کلیدهاست.
Simultaneity / Diversity Factor (ضریب همزمانی): احتمال اینکه چند گروه بار همزمان به اوج مصرف برسند. در IEC 60364 این عامل بسیار مهم است.
🔵 ۲. روش استاندارد محاسبه دیماند (طبق IEC 60364)
استاندارد IEC 60364 جدولهای ثابت ارائه نمیدهد؛ بلکه یک چارچوب مهندسی معرفی میکند که شامل دو عامل اصلی است:
طبق IEC:
🔵 ۳. روش عملی محاسبه دیماند (روش مهندسی بینالمللی)
مرحله ۱ — فهرستبرداری بارها
تمام بارها را با توان نامی (kW) و نوع بار (موتور، روشنایی، پریز، HVAC…) لیست کنید.
مرحله ۲ — اعمال Demand Factor برای هر بار
مثالهای معمول:
روشنایی: ۱
پریزها: ۰.۳–۰.۵
موتورهای صنعتی: ۰.۷۵
HVAC: حدود ۰.۸
مرحله ۳ — جمع بارهای دیماند شده
مرحله ۴ — اعمال ضریب همزمانی (Diversity/Simultaneity)
برای چند گروه بار یا چند تابلو:
مرحله ۵ — اعمال ضریب توسعه آینده (Design Margin)
معمولاً ۱۵–۲۵٪ ظرفیت اضافه برای آینده در نظر گرفته میشود.
🔵 ۴. مثال عددی کامل
فرض کنید یک کارگاه دارای بارهای زیر است:
| نوع بار | توان نامی (kW) | DF | بار دیماند (kW) |
|---|
| روشنایی | 10 | 1.0 | 10 |
|---|
| پریزها | 20 | 0.3 | 6 |
|---|
| موتورهای تولید | 50 | 0.75 | 37.5 |
|---|
| HVAC | 30 | 0.8 | 24 |
|---|
جمع بار دیماند:
اعمال ضریب همزمانی (مثلاً 0.9):
اعمال ضریب توسعه ۲۰٪:
Pdesign=69.75×1.2=83.7 kW
این مقدار برای انتخاب ترانس، کلید اصلی، کابل ورودی و تابلو استفاده میشود.
🔵 ۵. نکات مهم مهندسی